حوزه علمیه امام صادق چطور تاسیس شد؟

Back to تازه ترین داستان ها
مجلس درس امام صادق و زراره

حوزه علمیه امام صادق چطور تاسیس شد؟

آیه الله جوادی آملی در درس خارج تفسیر خود داستانی را از وجود امام صادق علیه السلام نقل کردند که ذکر آن خالی از فائده نیست.

مرحوم محدّث قمی(رضوان الله علیه) در سفینه نقل کرده و بسیاری از بزرگان نقل کردند که وجود مبارک امام صادق(سلام الله علیه) از مردم مدینه گِله داشت اگر کسی از خارج مدینه می‌آمد مطلبی سؤال می‌کرد وجود مبارک امام صادق(سلام الله علیه) به او پاسخ می‌داد تعبیری که مرحوم محدّث قمی نقل می‌کند این است این را در سفینه در طبع جدید جلد پنجم صفحه ی ۷۳ بالأخره سفینهالبحار زیر کلمه ی «صدقه» این حدیث هست ایشان از رجال کشّی و همچنین از کافی نقل می‌کنند که وجود مبارک امام صادق(سلام الله علیه) وقتی افراد خاصّی از خارج مدینه می‌آمدند حضورشان می‌دید می‌فرمود: «أشکو إلی الله وحدتی و تَقلقلی» من از تنهایی خودم به خدا شِکوه می‌کنم از اضطراب فکری خودم درباره ی حمایت دین به خدا شکایت دارم «أشکو إلی الله وحدتی و تَقلقلی مِن أهل المدینه»

یک بیان نورانی از پیغمبر(صلّی الله علیه و آله و سلّم) رسید که «أزهد الناس فی العالِم بنوه… ثمّ جیرانه».  این دستور نیست این بیان وصف است حضرت فرمود طبیعی این طور است بی‌رغبت‌ترین مردم هر شهر نسبت به عالِم مردم همان شهرند از کودکی این را دیده همسایه او بوده حاضر نیست او ترقّی بکند «أزهد الناس فی العالِم بنوه… ثمّ جیرانه» حرفِ عالمان دین را بچه‌های او کمتر می‌شنوند، همسایه‌های او کمتر می‌شنوند، هم‌محلّی و شهری و روستایی او کمتر می‌شنوند ایشان اگر مهاجرت کرده به جای دیگر رفته موفق است این طبیعی است البته، دستور نیست بیان وصف است

وجود مبارک امام صادق می‌فرماید من از مردم مدینه شکایت دارم که ما را تنها گذاشتند «أشکو إلی الله وحدتی و تَقلقلی مِن أهل المدینه حتّی تَقدموا» مگر اینکه شما از خارج مدینه بیایید چیزی از ما بپرسید «و أراکم و اُسرَّ بِکم» شما را ببینیم با دیدن شما هم مسرور بشوم «فلیت هذا الطاغیه» این کاش این حکومت عباسی که جزء طُغات است حکومت طاغوتی دارد «أذن لی» موافقت می‌کرد «فأتّخذت قصراً» من مدرسه‌ای می‌ساختم «فسکنتُه و أسکنتکم معی» می‌رفتم در همان مدرسه ساکن می‌شدم شماها که علاقه‌مند به این امورید شما را هم در همان مدرسه جا می‌دادم و این علوم را منتشر می‌کردم «فلیت هذا الطاغیّه أذن لی فأتّخذت قصراً فکسنته و أسکنتکم معی و أضمِنُ له ألا یَجیء مِن ناحیتنا مکروه أبدا» اگر بخواهد تعهّد هم بگیرد من تعهّد می‌دهم که ما کاری به حکومت او نداریم برای اینکه با چه وضعی با حکومت او درگیر بشویم اگر از ما تعهّد هم بخواهد تعهّد هم می‌دهم ولی بالأخره ما باید دین را حفظ بکنیم یا نه؟ این وضع وجود مبارک امام صادق بود.

… اگر گفته شد وجود مبارک حضرت چهار هزار شاگرد داشت نه یعنی این طور اینها به برکت تلاش امام(رضوان الله علیه) و خونهای پاک شهدا و فداکاری مردم این سرزمین بود مگر این طور مجلس برای امام صادق بود مگر جلسه ی صد نفره برایش مقدور بود، بیست نفره مقدور بود این با جان کَندن در تمام این مدّت چهار هزار شاگرد فراهم کرده دوتا، سه‌تا، شب، روز کم کم شده چهار هزار نه اینکه مجلس صد نفره یا پنجاه نفره داشت گاهی ممکن است به مناسبتهایی جمعیتی جایی بودند و حضرت مطالبی می‌فرمود ولی به عنوان رسمی که به او اجازه بدهند در مسجد مدینه بنشیند و صدها نفر یا دهها نفر حضور پیدا کنند که چنین قدرتی نبود.

آن جریان قصه ی خیارفروش را که در بحث صبح برای دوستان نقل کردیم که کسی به بهانه ی خیارفروشی رفته خدمت حضرت «مَن یَشتری خیاراً» یا «مَن یشتری ال..» گفته رفته خدمت حضرت و چهارتا مسئله سؤال کرده در آمده به عنوان اینکه من دست‌فروشم خیار می‌فروشم و حضرت هم باخبر بود دستور داد که خیارفروش را به منزل دعوت کنید به بهانه ی اینکه از آنها خیار بخرند او رفته مسئله طلاق و اینها را پرسیده خب پس وجود مبارک حضرت با این جان‌کندن چهار هزار شاگرد درست کرد با این جان‌کندن اصول اربعمائه درست کرد و اساس مذهب ما آن است.[۱]

[۱] http://www.eshia.ir/Feqh/Archive/text/javadi/tafsir/88/880721/

اشتراک گذاری این نوشته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to تازه ترین داستان ها