ماجرای شش کودتای نافرجام در شیلی

Back to تازه ترین داستان ها

ماجرای شش کودتای نافرجام در شیلی

برای تکمیل فهرست جریانات کودتاگر ضدقانون که برای به کرسی نشاندن حرف خود در دورن نیروهای مسلح شیلی با یکدیگ نزاع و رقابت داشتند، علاوه بر واقعیات اذعان شده توسط مامورین سیا در برابر کمیسیون تحقیق سنای آمریکا، گزارشاتی در مورد کودتاهای نافرجام سرکوب شده از زمان بر سر کار آمدن آلنده تا کودتای منجر به سرنگونی وی در یازدهم سپتامبر ۱۹۷۳ نیز در اختیار داریم. جمعا ۶ کودتای نافرجام تا قبل یازدهم سپتامبر انجام شده اند. اینها فقط کودتاهایی هستند که مردم از آنها اطلاع یافتند. حال چند توطئه کودتا قبل از برملاشدن در نطفه خفه گردیده بماند!

یک مورد از آنها در مارس ۱۹۷۲ بود، هنگامی که یک سرهنگ در حین سازماندهی یک شبکه خرابکاری در تولید کشاورزی همراه با همدستانش دستگیر شد. وی یک گروه شبه نظامی فراهم کرد و در قاچاق اسلحه از آرژانتین به آنان کمک کرد. بعدا معلوم شد که این نظامیان کودتاگر با ژنرال «آلفردو کانالز» از هنگ سانتیاگو رابطه داشته اند؛ کسی که خود کودتای دیگری را ترتیب داده بود.

در سپتامبر ۱۹۷۲ در ضمن ضیافتی در شهر “وینیا دل مار[۱]” که افسران عالی رتبه ارتش در آن شرکت داشتند، همین ژنرال “آلفردو کانالز” در حین مستی شروع به وراجی کرد و در خلال حرف هایش به طور محرمانه به یک افسر ناخدا گفت که کودتایی را به قصد سرنگون کردن آلنده در حال تدارک دیدن است. آن افسر هم موضوع را با فرمانده ارتش درمیان گذاشت. فرمانده نیز جلسه ای مشورتی تشکیل داد لکن در جلسه وی، برخی افسران که خودشان از پایه ریزان کودتا بودند نیز حضور داشتند! ژنرال های مذکور با توجه به خطر ناشی از عدم وفاداری کانالز و نیز این که رئیس جمهور احتمالا توسط فرمانده ارتش در جریان قضایا قرار خواهد گرفت، رای به بازنشستگی کانالز دادند. در عین حال برای جلوگیری از سوء ظن دولت تصمیم گرفتند چنان وانمود کنند که گویا این توطئه از طرف سازمان اطلاعاتی ارتش کشف و خنثی شده است. کودتای نافرجام چهاردهم سپتامبر ۱۹۷۲ توسط رئیس جمهور آلنده به عنوان توطئه سپتامبر محکوم شد.

از صبح روز بیست و ششم ژوئن طراحان کودتای نظامی به اتفاق سازمان سیا و برخی از نیروهای اپوزیسیون، تحریکات علنی علیه فرمانده ارتش، ژنرال پراتز را شروع کردند. آن روز پراتز در حال عزیمت به محل کار خود با یکی از زنان هرزه جیره خوار که راه عبور وی را با اتومبیل خود سد کرده بود و به وی فحاشی و توهین نمود، مواجه شد. پراتز که ابتدا فکر می کرد طرف دعوا مرد است جلوی اتومبیل او پیچید و تفنگ به دست از اتومبیل خود خارج شد. درست در همین لحظه چند اتومبیل ژنرال را محاصره کردند و گروهی از اوباش حرفه ای با ایجاد بلوا به مزاحمت و آزار وی پرداختند.

پراتز ناچار با تاکسی از محل حادثه دور شد. اوباش مزبور اتومبیل وی را با شعارهایی چون ژنرال ترسو و پراتز دیوانه احاطه کرده بودند. گویی معجزه ای رخ داده بود، چون ناگهان عده زیادی خبرنگار نیز در محل حادثه حاضر شدند! روز بعد روزنامه ها پراتز را به عنوان شخصی که به یک زن توهین کرده و با اسلحه اش وی را تهدید نموده و سعی داشته به وی حمله کند معرفی کردند.

این حادثه سرآغاز توطئه ها و شایعه پراکنی هایی بود که پراتز را سرانجام وادار به استعفاء کرد تا بدین طریق برنامه کودتا بدون خطر بروز اختلاف در بین فرماندهان سطح بالای قوای مسلح به پیش برود. بالاخره این تحرکات به نتیجه مطلوب رسید و در ۲۳ آگوست، پراتز به دنبال تظاهراتی که جلوی خانه اش توسط گروهی از زنان اجیرشده و نیز همسران افسران رسته های مختلف نیروهای مسلح شکل گرفته بود، استعفاءنامه خود را به آلنده تسلیم کرد[۱]. پراتز طی جلسه ای با شرکت ۲۲ ژنرال پیش نویس قطعنامه ای جهت سلب مسوولیت و برائت خویش از اتهامات وارده را مطرح کرد. فقط ۴ ژنرال با مفاد قطعنامه مزبور موافق بودند و ۱۸ نفر دیگر با آن مخالفت کردند. طبق نقشه در میان آراء موافق برائت فرمانده ارتش شیلی، ژنرال پینوشه که فرمانده اصلی کودتا بود هم وجود داشت!

به هر حال قبل از آن که شرائط پیش بینی شده در طرح کودتای فرماندهان عالی شیلی تحقق بیابد، گروه نظامی دیگری با اطلاع از روند پیشرفت فعالیت های کودتاگرانه ای که در نیروهای مسلح جریان داشت، به وسوسه و تحریک سازمان فاشیستی «میهن و آزادی»، قصد داشت گروه فوق را وادار به تعجیل کرده و با به دست گرفتن ابتکار عمل، رهبری جنبش کودتاگرانه را در دست بگیرد. اما رهبران اصلی کودتا طبق راهنمایی های سیا، منتظر فراهم شدن شرایط مطلوب بودند تا به موفقیت عملیات مطمئن گردند. شورشیان این هنگ زرهی پس از آن که دریافتند هیج واحد دیگری از آنان تبعیت نکرده است، به ناچار تسلیم شده و رهبران گروه میهن و آزادی بلافاصله به سفارت اکوادور پناهنده شدند.

پرزیدنت آلنده از این که چند ژنرال ارتش در طرح کودتا مشارکت داشته اند مطلع شد. وی در صدد برآمد که این ژنرال ها را بازنشسته نماید اما پس از مشورت با حزب کمونیست، با مخالفت آنان روبرو شد. پینوشه رهبر اصلی این توطئه –که تا آن موقع یقه سفید مانده بود- نیز نهایت سعی خود را به عمل آورد تا پرزیدنت را متقاعد نماید که بهتر است این ژنرال ها را پس از برگزاری شورای ارزشیابی نیروهای مسلح -که قرار بود اواسط سپتامبر برگزار شود- اخراج کند.

رهبران اتحاد خلق تصمیم گرفتند سازمانی برای هماهنگی عملیات بین اتحادیه مرکزی کارگران و نیروهای مسلح ایجاد نمایند و برنامه همه جانبه ای برای مقابله با توطئه های گوناگون کودتاگران تدوین کنند. افسر رابط این کمیته نیز کسی نبود جز آگوستو پینوشه! نقشه خیلی خوب پیش می رفت!

اما قبل از کودتای نهایی باز هم توطئه نافرجام دیگری، این بار به رهبری فرمانده نیروی هوایی برملا گردید. این ژنرال با استفاده از روابط نزدیک خود با ایالات متحده، سعی نمود کودتا را چند روز جلو اندازد تا در بین طراحان نقش اصلی را احراز نماید که موفق نشد.[۱]

[۱] تاریخچه واقعی سال های دولت آلنده، ص ۲۹۸

[۱] حدودا ۱۷ سال قبل از این ماجرا، مدل مشابه تظاهرات یاغی های اجیرشده در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، توسط شعبان بی مخ و نوچه هایش در کودتای آمریکایی برعلیه دولت مصدق در ایران اجرا شده بوده است!

[۱] Viña del Mar

اشتراک گذاری این نوشته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to تازه ترین داستان ها