دانشجوی برزیلی که شب عاشوراء خواب کربلا را دید

Back to تازه ترین داستان ها

دانشجوی برزیلی که شب عاشوراء خواب کربلا را دید

در بین بومی هایی که مسلمان می شوند افراد مختلفی با اغراض مختلف وجود دارند. برخی ها حقیقتا دنبال اسلام هستند؛ تحقیق کردند، پرس و جو کردند و فهمیدند که اسلام دین حق است و به خاطر شناخت مسلمان می شوند. اینها معمولا از نظر عمل کردن به اسلام مقید و محکم هستند.

گروه دوم اشخاصی هستند که کلیاتی در مورد اسلام شنیده اند و مختصر تحقیقاتی هم کردند و اسلام را پذیرفتند. اینها گاهی اوقات به احکام عمل می کنند و گاهی عمل نمی کنند. البته اسلام را قبول کرده اند اما هنوز اعتقاد قلبی مستحکمی ندارد برای اجرای دستورات اسلام. اینها معمولا با گذر زمان بیشتر به حکمت دستورات اسلام پی می برند و کم کم خودشان حدود شرعی را رعایت می کنند. مثلا برخی زنها در ابتدا با این که اسلام را دوست دارند اما چون از قبل عادت به روسری و حجاب نداشتند، الان هم حجاب نمی گذارند. اما با رفت و آمد در بین مسلمانان و شرکت در مجالس عمومی و پی بردن به مزایای حجاب، اول در مرکز اسلامی و مسجد روسری به سر می کنند بعدا می بینیم حتی در خیابان و محل کار هم با حجاب ظاهر می شوند و حتی به مدافعان و مبلغان سرسخت حجاب هم تبدیل می شوند!

گروه سوم به خاطر مشکلاتی از خانواده جدا شده اند و جای دیگر مثلا پیش یک مسلمان محبت دیده و اسلام را قبول می کند. همچنین بعضی افراد با دیدن یک خوشنویسی زیبا یا شنیدن قرائت زیبائی از قرآن یا از این چیزها با اسلام آشنا می شوند و بعدا در مورد اسلامی که این زیبایی ها در آن قرار دارد تحقیق می کنند و مسلمان می شوند. حتی ما در ونزوئلا موردی داشتیم که دختر خانمی برای یادگیری رقص عربی به مرکز اسلامی مراجعه کرده بود اما بعدا نه تنها این فکر از ذهنش بیرون رفت بلکه مقید به حجاب هم شد و از مسلمانان پر و پا قرص در سخنرانی ها و مجالس اسلامی شد!

گروه چهارم هم از طریق دوست و همسایه و هم دانشگاهی با اسلام آشنا شدند. حتی عده ای با رویائی که در خواب مشاهده کردند، به مساجد مراجعه می کنند و می پرسند که مسلمان ها چه عباداتی انجام می دهند و بعد از این که خوششان آمد شهادتین را می گویند.

اما گروه پنجم  یک عده دیگر هستند که جرقه مسلمان شدن شان، با همه موارد دیگر فرق می کند. اینها با امام حسین (ع) آشنا شده اند و از همان اول با عشق ایشان پا به عرصه اسلام گذاشتند. در حدیث هم داریم که: إنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَهٌ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَنْ تَبْرُدَ أَبَداً.[۱]  طبق تجربه، آنهائی که از همان اول با امام حسین (ع) و کربلا و عاشوراء آشنا شدند بیشتر از کسانی که بعدا با این قضایا آشنا شدند به اسلام مقیدتر می مانند.

یکی از روحانیون مبلغ خارج از کشور خاطرات خود از این قسم آخر را این گونه برایم نقل می کرد.

مسلمانان مرکز ما به عزاداری عاشوراء خیلی علاقمندند. خب اینها در طول هفته سر کار هستند و شبها معمولا فرصت نمی کنند به مرکز بیایند اما در دهه محرم مسلمانان از راه های دور برای عزاداری به مرکز اسلامی می آیند.

حتی پیراهن سیاه می پوشند. هرچند تازه مسلمان شده اند و نمی دانند که چرا لباس سیاه باید پوشید، اما چون که می بینند شیعیان اینطور عزاداری می کنند، این کار را تقلید می کنند. حتی در پیاده روی سال ۹۳ هم عده ای را داشتیم که از برزیل آمدند و درایام  اربعین پیاده رفتند کربلا. این عشق به امام حسین (ع) را نمی شود انکار و پنهان کرد.

یک قضیه که خودم با آن برخورد داشتم این بود که یک دانشجوی برزیلی یکبار در خواب می بیند در یک صحراء درگیری هست و خیلی خون ریخته می شود. این خواب را در شب عاشوراء می بیند. از یکی از مسلمانانی که مرتبط بود و در همان دانشگاه درس می خواند موضوع را می پرسد و خواب خود را تعریف می کند. او هم ماجرای کربلا و شهادت امام حسین (علیه السلام) را برای او می گوید و این مساله شهید و شهادت می شود موضوع پایان نامه این دانشجوی کارشناسی ارشد. خودش هنوز شیعه نشده ولی الان در حال تحقیق عمیق تر بر روی اسلام است و ان شاءالله به زودی شیعه خواهد شد.[۲]

[۱]  مستدرک الوسائل، ج ۱۰ص ۳۱۸ به نقل از پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله

[۲] گفت و گو با یکی از مبلغین اعزامی به کشور برزیل

اشتراک گذاری این نوشته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back to تازه ترین داستان ها